محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

379

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بر دليل‌هايى كه فرويد بر مصرى بودن نام موسى آورده است ، استاد ما دكتر حسن ظاظا ، اين را نيز مىافزايد كه در ميان نام‌هاى هيچ يك از تيره‌هاى سامى ، چه عبرىها و چه ديگران چون آرامىها ، كنعانىها و اكدىها ، نام موسى نيامده است ، و اين پيامبر بزرگوار ، نخستين كسى است كه اين نام را داشته است . « 1 » « زوهار » نيز با اين كه يهودى بودن موسى را دور نمىداند ، بر پايهء سخنى از تورات از زبان دختران « رعوئيل » او را مردى مصرى مىشمارد . « 2 » اما گزارش‌هاى اسلامى كم و بيش همه همراىاند بر اين كه موسى از زنى اسرائيلى زاده شده است و او و برادرش ، هارون همچون اسحاق و يعقوب ، هر دو از تبار ابراهيم خليل بوده‌اند . البته در اين باره در قرآن كريم دو آيه هست كه بايد بيشتر بدان‌ها انديشيد . اين دو آيه در پيوند با خشم موسى بر برادرش هارون است كه مىپنداشت روى كردن اسرائيليان به گوساله‌پرستى از كوتاهىهاى او در كار خويش بوده است و پاسخ او كه در اين كار گناهى نداشته است ! اينك آن دو آيه : « موسى الواح را بينداخت و سر برادرش را گرفت و به سوى خود كشيد . [ هارون ] گفت : اى پسر مادرم ، آنان مرا زار و زبون كردند و نزديك بود مرا بكشند ، پس مرا دشمن شاد مكن و مرا از گروه ستمكاران مشمار » « 3 » : « هارون گفت : اى پسر مادرم ! ريش مرا مگير و سر مرا [ رها كن ] من ترسيدم بگويى تو بنى اسرائيل را از هم پراكنده ساختى و سخن مرا پاس نداشتى » . « 4 » مىبينيم كه در هر دو آيه هارون ، موسى را « پسر مادر » خود خوانده است . مفسران گفته‌اند

--> ( 1 ) . حسن ظاظا ، الفكر الدينى الاسرائيلى ، قاهره ، 1971 م ، 17 . ( 2 ) . سفر خروج ، 2 : 19 . ( 3 ) . « وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ ، قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ( سورهء اعراف ، آيهء 150 ) . نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 13 / 120 - 133 ؛ تفسير طبرسى ، 9 / 21 - 27 ؛ تفسير ابن سعود ، 2 / 407 / 408 ؛ تفسير فخر رازى ، 5 / 9 - 10 ؛ تفسير الجواهر ، 4 / 220 ؛ تفسير المنار ، 9 / 177 - 181 ؛ الكشاف ، 2 / 119 : روح المعانى ، 9 / 68 / 69 ؛ تفسير قاسمى ، 7 / 2860 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 474 . ( 4 ) . « قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي » ( سورهء طه ، آيهء 94 ) . در اين‌باره ابو حيان در البحر المحيط مىگويد : هارون موسى را پسر مادر خواند با اين كه برادرش بود ، تا مهربانى او را برانگيزد و اين شيوهء عرب‌هاست كه با ياد كردن نام مادر مهربانى كسى را برمىانگيزند ؛ نيز از اين روى كه مادرشان زنى مؤمن بوده است ؛ نيز از اين روى كه مادرش در زادن و پروردن او رنج بيشترى كشيده بود و حق بيشترى نيز بر گردن او داشت .